شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
در این آیه نکته ی لطیفی وجود دارد و آن این است که روزه، فرع بر رمضان است، اصل رمضان «انزل فیه القرآن»است. یعنی شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن است. به چه دلیل فرع است؟ برای این که اگر نتوانستید روزه بگیرید، آیه میگوید «من ایام الاخر » روزهای دیگری روزه بگیرید. بنابر این اگر کسی نتوانست در این ماه روزه بگیرد، این نیست که از رمضان محروم شده. بعضی ها خیال میکنند که اگر نتوانند دراین ماه روزه بگیرند، پس چه ماهی! چه رمضانی! چقدر بی برکت بوده این رمضان وازاین حرف ها. درصورتی که اصلا اینطور نیست. رمضان برای همه است، هرکسی که این تب وتاب را دارد، این شهرت برای او هم هست. ماه، ماه قرآن است. چون ماه قرآن است روزه بگیر.
در آیه می فرماید «شهر رمضان». آیه با کلمه شهر شروع شده است.
شهر، اصل اش همان شهرت است. به خاطر این که ماه وقتی شروع میشود، شلوغ میشود و تبلیغ میشود که ماه شروع شده و از این حرف ها. به نوعی ماه را مشهور میکنند. به همین دلیل به ماه، درعرب شهر گفته می شود. امامعنای غایی واصلی شهر، ماه نیست. معنای اصلی اش شهرت است.
لذا«شهررمضان الذی انزل فیه القران »یعنی شهرت رمضان دراین است که قرآن در آن نازل می شود.
رمضان یعنی چی؟
رمض یعنی روی ریگ داغ راه رفتن. جیگر را آتش دادن. زخم و جراحت های گرم برداشتن. یعنی خل شدن. یعنی شیدایی. یعنی دیوانگی. یعنی مستی در اثر تب عشق، تب دریافت، تب سوال. وقتی که در تب و تاب هستی، رمض می شوی. وقتی سوال جدی داری، در تب وتاب هستی و هرکسی را که میبینی ازش سوال میپرسی... موقعی است که در رمض هستی.
وقتی کسی سوال دارد، از اینجا به هند میرود برای پیداکردن جواب اش. مانند علامه امینی که وقتی می شنید در هندوستان، در فلان کتاب، احتمالا فلان حدیث امده، به سرعت خودش را به آن جا می رساند. برای پیداکردن حقيقت. خوب سوال داشته است که این چنین با تشنگي به دنبال جواب اش تا هندوستان رفته است و رنج و خرج سفر را تحمل کرده است. یا برای مثال آقای عطاردی هرجا صحبتی از خراسان بزرگ می شد، برای تحقیق به آن جا می رفت. روسیه و هند و... . یک چنین فردی رمضان است. آن وقت است که اگر رمضان شد، براو قرآن نازل میشود. یعنی آن جوابی که دنبال اش میگردد، بهش نازل میشود. وقتی دنبالش با تب و تاب میگردد به آن می رسد.
ابوذر یک صحرا گرد بود که رمضان بود. ابتدا رفت به بت هبل سنگ زد دید آن بت صدا داد. گفت همه ی عظمت این بت همین بود؟ بعد که دید هیچ عکس العملی از بت صادرنمیشه، رفت بهش ادرار کرد. اصلا این قدر در تب و تاب بود که دیوانه شده بود، که خدایا چیه؟ این بت ها چی اند؟ وقتی که این جور در تب و تاب بود، خداوند علی را سر راهش قرار داد که او را به خانه ی پیامبر برد و ابوذر هم به پیامبرایمان آوردوچهارمین نفری شد که به پیامبر ایمان آورده است.
رمضان، هر زمانی است که شما تب و تاب داشته باشید. اما یک اصطلاح هم داریم به اسم رمضان. عرفای اصیل از اصطلاح عبور نمیکنند. اگرچه فراتر از اصطلاح هستند، اما اصطلاح را نیزحداقل در نظر میگیرند. مثلا این نمازی که ما میخوانیم نماز نیست. نماز یک حقیقت فراتری است به نام ذکر موقوت. یعنی ذکردارای وقت است. ذکراست ولی در یک وقت معین. اما این طور هم نیست که همین نماز را هم نخوانند. دکتر شریعتی می گفت «به من در زندان میگفتند چرا نماز می خوانید؟ من هم گفتم من کی نماز نمیخونم که الان بخونم؟ » یعنی اگرچه همیشه در نماز هستی، ولی موقع ظهر هم که میشود، فراموش نمی کنی که ذکر موقوت رانیز باید بخوانی، اگرچه همه حرکات ات در طول روز نماز باشد.
شب قدردررمضان است. رمضان هرکسی ممکن است در یک شرایط خاصی باشد،چنان چه شب قدرش نیزممکن است در شرایط خاصی باشد. مثلا شب قدر حر، ظهر عاشورا بودو ماه رمضان اش که «انزل فیه القرآن» شد، در ماه محرم بود. اگر به کسی قرآن نازل نشد، یعنی رمضان را درک نکرده است. روزه اش هم فایده ای ندارد. کسی که رمضان را هم درک نکند، عیدی هم ندارد. چه کاری باید کرد که رمضان را درک کنیم؟ حداقل ها را رعایت کنیم.
*هدی للناس*
یعنی هدایت اش نوسانی است. چرا نواسانی است؟ به دو دلیل: اول این که ذوموضوع است. یعنی ممکن است شما امروز به این نوع از هدایت نیاز داشته باشی و فردا به یک نوع هدایت دیگر نیاز مند باشی. مثلا شما یک روز سئوالتان در پیداکردن آدرس یک جایی است و یک روزی هم در مورد زمان مصرف داوریتان است و یک روزی هم موضوعات بالاتری. همه این ها سوال است و هدایت میخواهد. دوم این که ذو مراتب است. یعنی ممکن است در مراحل مختلف و مراتب متفاوتی باشید که هرکدام از این مراتب، درجات خاص خودش را دارد و هدایت خاص خودش را میطلبد.
*و بینات من الهدی والفرقان*
این قرآن فرقان هم هست. یعنی میتوانید با آن چیزی که به شما نازل شده، عمل فرقانی داشته باشید.
*فمن شهد منکم*
یعنی کسی که دهانش از آن شیرین شد. شهد دو معنا دارد. هم به معنای شهود است و هم به معنای شیرین. یعنی یک وقت هست که شهود دارد، ماه رمضان را میبیند، روزه هم می گرید، ولی با عسر. تماما دنبال این است که زمان اذان کی هست و از این نوع حرف ها. یک موقع هم هست که اصلا دنبال این حرفهای خوردن و اینها نیست. او در یک عالم دیگری است. او درعالمی قراردارد که قرآن به او نازل میشود. برای این شخص، خداوند ارادهی یسر کرده است نه ارادهی عسر. البته عسرش هم برای این شخص شیرین است.
اگر که شهد برای یک فردی فقط شهود و دیدن ماه رمضان باشد و به معنای چشیدن شیرینی نباشد و به معنای شهرت اش هم نباشد، بلکه به معنای ماه باشد، آن وقت، عسر را دیگر شیرین نمیبیند و باید یک سال هم این عسر را تحمل کند. یعنی نقطه غایی این است که باید این ماه طوری باشد که آن شخص، هم شهود کند و هم شیرین باشد. اصلا یکی از تعاریف به رسم روزه یعنی عسرت دارای شهد. یعنی سختی ایی که شیرین است. یعنی درست است که شما در عسرت وسختی هستی ولی داری لذت می بری وبرایت لذیذ و شیرین است. مانند وقتی که شما در بیمارستان هستی، شب تا صبح از یک فردی پرستاری می کنی. در این حالت، اگرچه سخت است اما شیرین هم هست، چون داری خدمت یک فردی را انجام می دهی که دوستش داری، لذا برایت شیرین است. روزه این نیست که فقط دهانتان را بر روی غذا ببندید وصرفا در حصر حلال باشید.
*يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ*
دراین جا خداوند درباره عسر و یسر توضیح می دهد. اگر شهد به همان معنای چشیدن شیرینی باشد، آن عسر برای شما یسر است. اگر شهد شما به معنای دیدن شد، دیگر این چنین نیست.
*كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا ...أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ*
معدود چه عددی است؟ چیست؟ (در آیه قبل اشاره دارد که ایام معدودات) معدود از ۳ تا ۹ است. پس چرا ماه رمضان ۳۰ است؟ یا ایها الذی امنو کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون ایام معدودات فمن کان منکم مریضا و... . هر کسی هر چقدر میتواند روزه بگیرد همان قدر بر او واحب است. اگر سه روز میتواند روزه بگیرد سه روز بر او واجب است. (قرار بر فرد مومن است. و مومن همیشه در حال پر کردن ترازوی خودش است)
"ان المسلمین و المسلمات والمومنین و المؤمنات والقانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات..... والصائمین والصائمات" این ها مراحل رشد است. یعنی ابتدا مسلمان است، بعد مومن، بعد قانت، بعد صادق، بعد صابر، بعد خاشع، بعد متصدق و بعد صائم است. یعنی صائم (روزه گیرنده ) در درجه ی آخر قرار دارد. برای این که چیزهای حلال را برای خودش حصر درست میکند. انسان ها دنبال این هستید که حرام ها را برای خودشان حلال کنند. مانند رشوه. اما یک زمانی میرسد که حلال را از خودتان محروم میکنید. نه اینکه حرام اش کنید، خودتان محروم میکنید و در حصر میشود. یعنی میگویید چون مردم ندارند، من هم نمیخورم. پیغمبر هم می فرمودند چون همه نمیتوانند عسل بخورند پس برمن حرام است و من هم نمیخورم. صائم بعد از همه ی این مراحل است. که بالاترین درجه است.
تعریف عید یعنی میدان مائده. یکی از مشکلات ما این است که عادت کردیم که کارهای نامربوط بهم را انجام دهیم و این خیلی بد است. مثلا فکر می کنیم هر عیدی که می شود باید روزه هم بگیریم. این اشتباه است. قرآن می فرماید اگر مریض هستی یا در سفری نباید روزه بگیری. اگر در سفری نباید روزه بگیری این یک امر است. چون باید بروی و در آن جایی که سفر می کنید، از محصولات، میوه ها و غذا هایش استفاده کنید، ببنید، بخوریدولذت ببرید. چون غفلت از خوردن، گناه است. از شما میپرسندچرا در آن جا، از آن میوه ها استفاده نکردید؟
*لعلکم تشکرون*
یعنی به این علت که شاکر باشید. یعنی این که این رمضان، در اصل قرار است ما را به مسیر شکر بیندازد. به مسیر شکر افتادن هم کار سخت و ارزشمندی است.
*وقلیل من عبادی الشکور*
یعنی کسانی که به قله ی بندگی میرسند، قدرت شکر را دارند. والا انسان های معمولی نمیتوانند این کار را انجام دهند. قلیل، از قله می آید. به این دلیل که در کوهنوردی، تعداد کمی از کوهنوردان به قله ی کوه می رسند. واژه «شکر» به معنای بهره وری از نعمت هاست.
در زبان ریاضی عدد حد ندارد، حروف حد دارند ولی اعداد ندارند. تمام اعداد نیز مفید اند. یعنی هرچند عدد را کنار هم بگذاری، باز معنی میدهد. اما حروف این طور نیست. یعنی مهملات حروف بیشتر از مفیدات اش است.
*لتکلموا العده*
تکیمل عده یعنی شما عدد را به نهایت برسانید.این رمضان باید شما را به جایی برساند که غایت عدد را درک کنید یعنی برسید به جایی که تکبر خدا را فهم کنید.
++ یه مشکلی که دارم اینه: خیلی خوابم میاد ها... مثلا از ساعت ۱۰ شب خوابم میاد. ولی تا یکی یه تیر بهم نزنه و ساعت ۲ نشده باشه؛ نمیرم بخوابم!
برچسب:
نویسنده: ستایش حکیمی