خرید بک لینک

صحبت های سرپایی

اومدم برم که یه مقدار آب پر کنم تو ماگ بذارم دم دستم. دهنم هنوز مزه زینک میداد. بعد دیدم که لیوان و زیرلیوانی هم کثیفه. برداشتم ببرم بشورم. در تقاطعی که من میخوام برم سمت آشپزخونه و زینب میخواد بره سمت دستشویی همو دیدیم و حال و احوال کردیم. روحیه ام خوب نبود. سانیا هر بار که میاد باهام حرف بزنه صفحه لپ تاپم رو هم نگاه می کنه. دیروز که اومده بود نگاه میکنه می گه سر کلاسی؟ و میره. تو یه جلسه آنلاین بودم.

برچسب: نویسنده: ستایش حکیمی تاريخ: شنبه 11 مهر 1405 ساعت: 22:03

صفحه بندی